تبليغاتX
آسمان قلب من است







نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



وضعيت من در ياهو



آمار وب



طراح قالب:



لوگو دوستان



موزيک و ساير امکانات





من تورا می خواهم

      



 من تورا می خواهم
ای سراپا همه درد
ای سراپا همه عشق
ای سراپا همه ذکر
توهمه راز دلت
بیشه چشم دلم
من تورا می خواهم
من تورا می خواهم
**********
دل من در طلبت
ثانیه ها را بشکافت
من تو را جویم و دل
کار خودش را داند
********
من در این عالم خاک
که به هر گوشه روم
رد پایی زتو بینم ای دوست
خانه ات تا به کجا خورشید است
*********
طپش قلب من از
گرمی دستان تو بود
سرخی گونه من
حر نفس های تو بود
بی گمان کعبه من
قلب سبکبال تو بود


[+] نوشته شده توسط مهدی در 10:28 بعد از ظهر | |









و سرانجام آمد
پاییز تن یخ زده ام
فصل هجران از این عالم خاک
موسم رفتن و نوشیدن آن شربت جان

*********

شوکران را به لبم میدارم
و به یادت جرعه ایی می نوشم
تصویر تو در چشمانم
آخرین چیز که من می بینم
اشک زیبای تو یاقوت سهند

********
خوش و خرم باشم
چونکه وقت رفتن
دیده ات بدرقه راهم بود
اشک چشمت به مزارم جا بود
چونکه می دانستم
قلب من
پیش خداوند زمان است هنوز
لب خود را به لبت می نهم و
چشم از این عالم خاک می بندم
چونکه چشمان تو را دیدم و
مستم به ابد
دگر از یار هم آغوشی نخواهم یا رب

***********

ولی افسوس و صد افسوس
که چشم بگشایم
دیده هر سو نگرم
جای تو خالیست هنوز

**********

چه خیالی باطل
مگر این دست خداوند گذاشت
که مرا زنده کنی به نفست
و مرا جان بدهی با قلبت
چه بگویم که در این قافله عمر
منم پیشه روان

**********

تو خدایا به سلامت دارش
همه عمر به کامش دارش
تو همه هستی خود در ید او
تا فروغش به مزارم تابد
تا فروغش بشود کور نوایی سویی
تاکه خندد زسر نفرت او شاد شود



[+] نوشته شده توسط مهدی در 3:36 بعد از ظهر | |







نمی دانم



نمی دانم
نمی دانم
که بعد از من چه خواهد شد
نمی دانم کدامین کودک عاشق
به روی قبر تنهایم
کند لی لی
کند بازی
بچیند تک گل قبرم
دهد هدیه
به مامانش

**********

نمی دانم نمی دانم
نمی دانم نمی دانم

**********

نمی دانم که بعد از من
به روی قبر تنهایم
کسی آید
کسی گرید
کسی نام مرا داند
کسی از عشق من داند
کسی از عشق من پرسد
کسی داند که من آواره و تنها
به زیر خاک ها خفتم
کسی گوید که ای عاشق
دلت بر قبر تو گرید

**********

نمی دانم نمی دانم
نمی د انم نمی دانم

**********

نمی دانم
فروغ قلب بیمارم
کدامین جا به غمازه هست
نمی دانم دلم را من کجا دادم به دامانش
نمی دانم که در افکار زیبایش
هنوز نام مرا داند
هنوز عشق مرا خواند
نمی دانم که او داند
که من حتی در این برزخ
بدادم دل به چشمانش
نمی دانم
نمی دانم
نمی دانم

 

[+] نوشته شده توسط مهدی در 12:24 بعد از ظهر | |







بازگشت ... اما..............


چشمهایم را من
بگشایم اکنون
بنگارم از دل
بنویسم با خون

**********

اندکی چشم من از عالم خاک
فاصله داشت
اندکی رو به خدا می رفتم
و تمام جبروت خاک را
پشت سر می داشتم
شدم از عالم خاکی جدا
همه بود و نبودم اخلاص

**********

رفتم و پشت در لوح رسیدم
ناگاه
هلهله داد مرا
آن خداوند زمان
گفت
برگرد به هبوط ناسوت
تو نباید آیی
تو هنوز سخت ترین مرحله ها را داری

**********

بازگشتم به زمین
و بدیدم آری
تک چراغ شب تاریک دلم
از دست رفت
خنده سر دادم من
من دیوانه و مست
من مجنون رخش
من مستان لبش

**********

آن فروغی که به من نور بداد
آن فروغی که مرا یاور بود
آن فروغی که مرا مرهم بود
آن فروغی که مرا درمان بود
آن فروغی که مرا زنده بداشت
آن فروغی که مرا راحیل بود
آن فروغی که مرا اکسیر بود

**********

شیشه عمر مرا داد به باد
قلب من تا به ثریا لرزید
اشک در چشمه دل جاری شد

**********

به خداوند جهان گفتم من
عشق یعنی
بی گمان عاشق شدن
عشق یعنی
بی گمان پرپر شدن


[+] نوشته شده توسط مهدی در 4:1 بعد از ظهر | |



کپي برداري بدون ذکر منبع غير مجاز مي باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com

set as your home page New Page 2

This free script provided by webloger site

کد آهنگ در وب نوا

معرفی وبلاگ به دوستان
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:
نام شما:
ایمیل شما:

Free JavaScripts provided
by The Salar Weblog

.